سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

212

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

در حالى كه مبتداء از عوامل لفظى مبرّى مىباشد . 2 - آنكه هرگز بعد از كلمه « الّا » در حال اختيار واقع نمىشود ولى اضطرارا بسا ديده شده كه با آن همراه مىباشد مانند آنچه در كلام شاعر آمده : و ما نبالي اذا ما كنت جارتنا * الّا يجاورنا الّاك ديّار يعنى : و ما ترس و باكى نداريم از اينكه تو همسايه ما باشى چه آنكه همسايه ما نباشد احدى مگر تو . شاهد در « كاف » است كه بعد از « الّا » قرار گرفته . مصنّف گويد : ضمير متّصل مانند « ياء » و « كاف » در مثل : ابني اكرمك ( پسرم اكرام كرد تو را ) . و مانند : ياء و هاء در كلام شما كه گوئى : سليه ما ملك ( سؤال كن او را از آنچه مالك است ) . متن : « 57 » و كلّ مضمر له البنا يجب * و لفظ ما جرّ كلفظ ما نصب تجزيه و تركيب كلّ : مضاف ، مبتداء اوّل . مضمر : مضاف اليه . له : جارّ و مجرور ، متعلّق به « يجب » ظرف لغو . البناء : مبتداء دوّم . يجب : خبر است براى « البنا » و جمله اسميّه خود خبر است براى « كلّ مضمر » . واو : عاطفه .